یادداشتی بر دهلیز
قصه یه قصه ی تکراریه،یه قصه که کارگردانای مختلف واسش سینمایی و تله ساختن اما پرداخت و روایت خوبی داره.
دهلیز در عین تلخ و ترسناک بودنش شیرین ــه،نگاه ها،خنده ها،سروکله زدنای آدمای دهلیز با زندگی کم می کنه از تلخیش...مثه قهوه ی اسپرسویی که یه قاشق چای خوری شکر توش ریختی و هم نزدی!
بازی سه شخصیت اصلی قصه،هر سه قابل قبوله!رضا عطارانی که "توفیق اجباری" و "نیش زنبور" تو کارنامه داره حقا بازی متفاوت و رئالی ارئه داده...سیب شستن آقا بهزاد ِدهلیز،پدر بودنش،فوتبال بازی کردن و مسدوم شدنش همه رو میشه باور کرد.
دهلیز یک فیلم خانوادگی تمام عیاره،قصه ای رو روایت می کنه که در باب خانواده موندن خانواده نوشته شده...دهلیز تاریکه!
محمدرضا شیرخانلو،امیرعلی دهلیز و پوریای سریال دودکش از اون پسربچه های شر و شیطونه که علاوه بر شیرین زبونی ش،خیلی خوب نگاه می کنه،لج می کنه،قول مردونه میده و عذرخواهی میکنه!
هانیه توسلی ِ دهلیز منُ یاد ِ هنگامه قاضیانی ِ به همین سادگی میندازه،یاد لیلا حاتمی ِ سعادت آباد...یادِ مادر!
موسیقی فیلم هم دوست داشتنی ست.
از ظن من دهلیز ارزش دیدنُ داره.
- ۹۲/۰۵/۱۹
- ۱۶۱ نمایش