جز از کل

مگر گداز کند شیشه ى شکسته درست!

جز از کل

مگر گداز کند شیشه ى شکسته درست!

جز از کل
آخرین نظرات

۱۵۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بغض نوشت» ثبت شده است

امروز صبح پام رو کلاچ می لرزید،اون قدر که تو دو ساعت 5 بار ماشین خاموش شد.

فَاِلَیْکَ یا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهی وَ اِلَیْکَ یا رَبِّ مَدَدْتُ یَدی

پس به سوی تو ای خدا رو آوردم و به درگاه تو ای پروردگار دست حاجت دراز کردم.

فَبِعِزَّتِکَ اسْتَجِبْ لی دُعآئی وَ بَلِّغْنی مُنایَ وَ لا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِکَ رَجآئی

پس به عزت خودت دعایم را مستجاب کن و به آرزویم برسان و امیدم را از فضل خویش نا امید مفرما.

وَاکْفِنی شَرَّ الْجِنِّ وَ الْاِنْسِ مِنْ آعْدآئی یا سَریعَ الرِّضا اِغْفِرْ لِمَنْ لا یَمْلِکُ اِلّا الدُّعآءَ

و شر دشمنانم را از جن و انس کفایت فرما ای خدای زود گذر بیامرز کسی را که جز دعا چیزی ندارد.

دعای کمیل

  • یاس رها

مشهد مملو از زائره،مملو به معنای واقعی کلمه!
بین دو تا نماز دوتا دست کوچولو که قرص و محکم به هم چسبیده بودن اومد جلو،دستامُ بردم جلو و قبول باشه شُ جواب دادم.
خیلی شیک و مطمئن نماز دومش هم خوند در عینی که وسطش پرید صورت مامانش رو بوسید و انواع شیرین کاری های نماز باطل نکن(!) ش رو انجام داد.
اسم ماشینا و تفنگاشُ گفت،اسم داداشاش،میزان بزرگی شون،کلی صداهای ترسناک واسم درآورد و اطلاعات خانوار بنده رو هم گرفت!
با یه ذوق و شوقی آینه کاریا رو نگاه می کرد و حرف می زد،حال آدم خوب میشد!
تاکید خاصی هم داشت که مَهدی ام مَهدی،مِهدی صدام نکنید.

آن که از متن پریشانی به ما آرام داد
ننگ را تقدیر آنان را کرد و ما را نام داد
علیرضا بدیع

+یه وقتایی رفتار ما فقط رفتار ما نیست،به پای شهرمون،قومیتمون،مذهبمون نوشته میشه.توجه کنیم کمی!

  • یاس رها

احساس می کنم
در بدترین دقایق این شام مرگزای
چندین هزار چشمه خورشید
در دلم
می جوشد از یقین؛
احساس می کنم
در هر کنار و گوشه این شوره زار یاس
چندین هزار جنگل شاداب
ناگهان
می روید از زمین

احمد شاملو

 

  • یاس رها

وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ، إِن یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْکَ الأیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ وَیَتَّخِذَ مِنکُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الظَّالِمِینَ   
سستی مکنید و اندوهگین مباشید ، زیرا اگر ایمان آورده باشید شما برتری خواهید جست.اگر بر شما زخمی رسید ، به آن قوم نیز همچنان زخمی رسیده است و این روزگار است که هر دم آن را به مراد کسی می گردانیم ، تا خدا کسانی را که ایمان آورده اند بشناسد و از شما گواهان گیرد و خدا ستمکاران را دوست ندارد.

آل عمران-139و 140

+سَبُک شدم.شکرت خدا!

  • یاس رها

عشق پایسته ست،
آن هنگام که پوسته اش ترک بخورد،
پس به زودی زود درخت می شود،
شاخ و برگ می دهد و به بار می نشیند،
سیب می دهد و سیب هایش رسولان سرخ رویی هستند بی لک،خوش بو
که رسالتشان عاشق کردن است و بس!

سیب معجزه دارد،
معجزه اش در چشم هاست به وقت بارش،
در دستهاست به وقت خواهش،
در لب هاست به وقت نیایش،
و در دلهاست به وقت تپش.

  • یاس رها

زمستان امسال اگر خانوم زرافه ها برای آقا زرافه ها شال گردن ببافند؛ کاموافروشها خیلی پولدار می شوند!

  • یاس رها

اگر قرار باشد آدمی دیگری را به حضرتش نزدیک کند باید عاشق باشد و عشق از یکایک انگشتان و چشمهاش،لبها و دندانهاش شُرّه کند.
حالی که خنده اش،گریه اش همه زیباست چونانکه اشک زیادی عشق است و ریختنش به ظاهر کاهنده ی آن هجوم عظیم؛ اما چه کس می داند حال آفریده را جز آفریدگار به وقت گریستن و نگریستن؟

اگر قرار باشد آدمی دیگری را خواهان باشد باید خود خواسته شده باشد،خاصه شده باشد،به عرش رفته باشد و به فرش نشسته باشد.تهی از بایست ها سجده گزارده باشد و خمشی در دستهاش نباشد که بستگی دست و دیده از عاشق غریب است.

از دوست به یاددگار دردی دارم...کان درد به صد هزار درمان ندهم 
حضرت مولانا

  • یاس رها

کاکتوس

هدیه از کسی که شبیه هیچ کس نیست!بغل

  • یاس رها

انگشت هاش

۲۸
ارديبهشت

به جای زجر کش کردن کلمات و به صلابه کشیدن چشمها انگشتهاش حرف می زدند و من حسادتم شده بود به انگشتهایی که حرف می زدند و انگشتهای او بودند و انگشتهایی که خفه خون گرفته بودند و انگشتهای من بودند!

حالا نه اینکه همه ی انگشتها دوست داشتنی باشند و حرفهاشان شنیدنی اما انگشتهاش دوست داشتنی بودند.

تو را به کدام نام بخوانمت الله سمیع علیم؟!  

  • یاس رها

کم کم یاد می گیری حتی اگه پاهات قوت ایستادن نداشت،دستهات رو روی زمین بذاری و رو دستهای خود وایستی!

از سری فیگور های "من خیلی ایمان آورده ام" اینه که خوردن گوشت کوسه و مشروب حرامه ولی حق خوری واجب موکده،"و الله خیر الماکرین" جانم!{اسلام اسلایسی}

+ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم/امید ز هرکس که بریدیم بریدیم

  • یاس رها