کاش جدول ضرب بلد نبودیم!
انگار قراره سالهای سال زنده باشیم و زندگی کنیم،نفسمون از کوره ی آجر پزی بلند میشه که سر هر اتفاق کوچیکی دعواهای بزرگ راه می اندازیم!
تمومی نداره قانون و ماده هامون،هر کدوممون یه قانون اساسی داریم به چه قشنگی!قانون داریم واسه لبخند زدن،واسه اخم کردن،دست دادن،حتی واسه راه رفتن و نشستن مون قانون داریم،به زهرا اخم کنیم،با مریم به الهه بخندیم،به سارا بگیم دستمون کثیفه از دست دادن معذوریم،به سهیلا بگیم کفش تازه مون انگشت کوچیکه رو میزنه باهاش راه نریم...تموم نمی شه قانونای هزار ماده مون!
ما حتی مصری هم نیستیم که دلمون خوش باشه به مومیایی شدن،ما خیلی وقته تو کتابامون خوندیم"الدنیا مزرعة الآخرة" ما یه چیزایی حالیمونه به رومون نمیاریم...محبت دیدن و محبت چشیدنُ دوست داریم ولی پاش که برسه صرف نداره واسمون محبت کنیم!
مشکل ما اینه که هممون جدول ضربُ فوت آبیم...هرچی دم دستمون باشه ضرب و تقسیمش می کنیم ببینیم می ارزه واسمون؟!
راستی این همه دل شکستن و درشت بار ِ آدما کردن می ارزه واسه شصت-هفتاد سال زندگی؟؟
+گریه ی دل شکسته ها چقدر می ارزه؟
- ۰ نظر
- ۰۸ آبان ۹۲ ، ۱۸:۵۱
- ۱۱۶ نمایش