اندرباب دیر رس بودن اینجانب:]
خیلی وقت پیشها،احتمالا در دهه ی 60 معروف! یک عدد آدم ِاز زندگی بریده شبی خودش را از لوله های بهشت ثامن آویزان می کند و فاتحه مع الصلوات!
از قول باباحاجی از آن وقت به بعد درهای بهشت ثامن چندی پیش از اذان مغرب بسته می شود که کسی هوس خودکشی آن هم آنجا را نکند.
شلوغی بیش از اندازه ی این روزهای مشهد برای ما که خدادادی دیررس هستیم!(دیررس یعنی همیشه همه جا دیر می رسیم. )مزید بر علت میشه و خیلی دیرس میشیم!
مثه کانگورو وسط جمعیت می دویدیم که بریم بهشت ثامن،ما یک باغ وحش پنهان در وجودمان داریم،زرافه هستیم در جمع دوستان ،شتر هستیم کماکان در همان جمع،کانگورو در خیلی جمع ها،جیرجیرک در مراسمات جشن و شادی و حیوانهای دیگری نیز هستیم که به علت ضیق وقت از بردن نام خوشگلشان دریغ می کنیم!
علی ای حال با هر مصیبتی به بهشت ثامن مذکور رفتیم و فاتحه ای برای شادی روح جناب باباحاجی قرائت کردیم و همچون انسانهایی خوش قول و خوش خلق به استقبال دوست جان رفتیم!لازم به ذکر است که نیم ساعت دوست جان معطل ما بود!
نماز خواندیم و حرف زدیم و شوکول خوردیم...خیلی هم خوش بگذشت به ما!
+جهنم تو همین دنیاس![از آهنگ تکیه بر باد با صدای محمد اصفهانی،شعر از روزبه بمانی]
- ۳ نظر
- ۲۰ مرداد ۹۲ ، ۱۸:۵۴
- ۲۹۵ نمایش