جز از کل

مگر گداز کند شیشه ى شکسته درست!

جز از کل

مگر گداز کند شیشه ى شکسته درست!

جز از کل
آخرین نظرات

۱۵۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حرم نوشت» ثبت شده است

قدرت خدا :ا

۰۶
شهریور

از نشونه های قدرت خداست که یه خونواده ی 4 نفره،همشون عینکی باشن!تعجب

  • یاس رها

مهم ترین کلمه ها تو این دنیا قیدا ـــن،اون قدر که اگه نباشن ساکت و صامت میشم که همه ی نظرات و گفته هام به جز چندتاشون رد میشن و خودم رسما زیر حرفم می زنم!

زیر حرفم می زنم که زیارت آقا دل نرم کن ــه،که قورمه سبزی با دو قاشق آبغوره خوشمزه تر میشه و مرده رو زمین نمی مونه!

خلافشُ دیدم که میگم بی قید،بی بعضی و برخی و بسیاری! نمی شه نظر داد الا در موارد خاص واسه یه مخاطب خاص!

اینکه یکی تو دریا غرق بشه دلیل بدی دریا نیست ولی اینکه دونه دونه آدمای خوب زندگیت جوراب سیاه زنونه به صورت بکشن و بدی کنن،دل بشکنن و واسه خنک شدن دل خودشون آب خنک بخورن زجرآوره،خیلی زجرآور!

+به نظرم خدا بنده هاشُ خیلی دوست داره،حواس جمع آه کشیدنای بنده هاش باشیم!اونی که ضربه های کاری می زنه خداست بد به حال آدمایی که ضربه کاری بخورن،اون وقت که هیچ مرهمی مرهم نیست!

++گریه ی دل شکسته ها چقدر می ارزه؟!

  • یاس رها

هیچ خونه ای قد خونه ی مامانی تو ذهنم نیست،هیچ خونه ای 4 تا دستشویی مجزا نداشته که تو ذهنم بمونه.

فقط یه خونه تو دنیاست که من شیشه های پذیرایی شُ شکستم،فوتبال بازی کردم و توپ زدم بهشون و خردو خاکشیر شدن!

یه خونه که حوض داره،حوضش یه روز ماهی داشته و ما ماهی قرمزاشُ پای درخت انجیر خاک کردیم و آب بهشون دادیم که درخت ماهی جاش دربیاد و ماهی هامون زیاد شه ولی نشد...نشد که ماهی ها زیاد بشن!

فقط همین یه دونه خونه ی مادربزرگه که واسه من هزارتا قصه داره،همین یه دونه خونه که دیگه خونه ی ما نیست و شده زمین خوش قواره واسه آق ر. شکم جلو!

پاییز که بشه ماشین گنده میاد و تموم شیشه های پذیرایی،شیشه رنگی های در ورودی،پله های حیاط،حوض کوچولومونُ خراب میکنه و مادرخت توت نداریم که شنبه ها نوبت توت خوری ِمریم و نسترن باشه و دوشنبه ها سعید و حمید و پنج شنبه ها من و محمد!

چندتا آپارتمان خوشجل و موشجل داریم که کاغذ دیواری خارجی داره،اسپیلت داره،سرامیک 80 سانتی داره و فی الواقع هیچی نداره!

+زندگی در نظرم تنگ تر از زندان است.

  • یاس رها

یکی از دلایل به درد نخور بودن انواع اتو پرسی ها اینه که نمیشه باهاشون آبپاش بازی کرد،البته آبپاش بازی با اتو عواقبی هم داره مثه اشتباه زدن دکمه ی بخار و سوختن!

+حادثه در کمین است هم شعاری بیش نیست!از خود راضی

  • یاس رها

له لهم!

۰۱
شهریور

یه وقتایی باید زیر دست و پای آدما له شی تا خون به مغزت برسه!

  • یاس رها

خیلی وقت پیشها،احتمالا در دهه ی 60 معروف! یک عدد آدم ِاز زندگی بریده شبی خودش را از لوله های بهشت ثامن آویزان می کند و فاتحه مع الصلوات!

از قول باباحاجی از آن وقت به بعد درهای بهشت ثامن چندی پیش از اذان مغرب بسته می شود که کسی هوس خودکشی آن هم آنجا را نکند.

شلوغی بیش از اندازه ی این روزهای مشهد برای ما که خدادادی دیررس هستیم!(دیررس یعنی همیشه همه جا دیر می رسیم.نیشخند )مزید بر علت میشه و خیلی دیرس میشیم!

مثه کانگورو وسط جمعیت می دویدیم که بریم بهشت ثامن،ما یک باغ وحش پنهان در وجودمان داریم،زرافه هستیم در جمع دوستان ،شتر هستیم کماکان در همان جمع،کانگورو در خیلی جمع ها،جیرجیرک در مراسمات جشن و شادی و حیوانهای دیگری نیز هستیم که به علت ضیق وقت از بردن نام خوشگلشان دریغ می کنیم!از خود راضی

علی ای حال با هر مصیبتی به بهشت ثامن مذکور رفتیم و فاتحه ای برای شادی روح جناب باباحاجی قرائت کردیم و همچون انسانهایی خوش قول و خوش خلق به استقبال دوست جان رفتیم!لازم به ذکر است که نیم ساعت دوست جان معطل ما بود!

نماز خواندیم و حرف زدیم و شوکول خوردیم...خیلی هم خوش بگذشت به ما!

+جهنم تو همین دنیاس![از آهنگ تکیه بر باد با صدای محمد اصفهانی،شعر از روزبه بمانی]

  • یاس رها

همه ی آدمها خودشان را دوست دارند،دوست داشتنها اما متفاوت است.یکی خودش را دوست دارد و ورزش صبحگاهی اش قطع نمی شود،یکی هم خودش را دوست دارد،خواهانِ شاد بودن خودش است و دست رد به سینه ی ویسکی و وودکا و اقوام وابسته نمی زند!

مدل ِدوست داشتن ِمن به مذاق بعضی ها خوش نمی آید،دوست داشتن های بعضی ها هم برای من چندش ناک است...اصلا بد نیست،تفاوت در تمام جوامع زنده وجود دارد و خیلی هم خوب اما برترپنداری بعضی ها اصلا و ابدا خوب نیست!

من هم گاهی بعضی ها می شوم...می روم بالای منبر چوبی،چهار زانو می زنم و نطق می کنم،بی آنکه نقطه ای ته خط بگذارم و برگردم سر خط!

آدمهایی که خیلی خودشان را دوست دارند،لج باز هم هستند!اعصاب خرد کن هم گاهی!

ریشه ی این لجاجت همان دوست داشتن بی حد و حصری ست که تنها متعلق به خود واحدمان است.

هم را برای دوست داشتنهامان،برای لجاجتهایی که از دوست داشتن منشا می گیرند سرزنش نکنیم!مژه

 

  • من با 20 تا بچه ی صغیر و کبیر چه جور برم سفر؟به کی بسپارم بهشون آب بده،نور بده،واسشون غزل بخونه؟حالا کاکتوسا مَرد شدن(مــــــَــرد،بعله مَرد) ولی حسن یوسفا نازک نارنجی ان،یخ ها هم!
  • اینایی که با آهنگا کلی خاطره دارن،خاطره های دو نفره!اینا رمز موفقیتشون چیه؟ما خاطره هامون همه چند نفره ست،غالبشون هم خنده آور هستن!
  • عصری با دوستان می ریم حرم...خوش میگذرد!
  • ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد/در دام مانده باشد صیاد رفته باشد[حزین لاهیجی]
  • یاس رها

قصه یه قصه ی تکراریه،یه قصه که کارگردانای مختلف واسش سینمایی و تله ساختن اما پرداخت و روایت خوبی داره.

دهلیز در عین تلخ و ترسناک بودنش شیرین ــه،نگاه ها،خنده ها،سروکله زدنای آدمای دهلیز با زندگی کم می کنه از تلخیش...مثه قهوه ی اسپرسویی که یه قاشق چای خوری شکر توش ریختی و هم نزدی!

بازی سه شخصیت اصلی قصه،هر سه قابل قبوله!رضا عطارانی که "توفیق اجباری" و "نیش زنبور" تو کارنامه داره حقا بازی متفاوت و رئالی ارئه داده...سیب شستن آقا بهزاد ِدهلیز،پدر بودنش،فوتبال بازی کردن و مسدوم شدنش همه رو میشه باور کرد.

دهلیز یک فیلم خانوادگی تمام عیاره،قصه ای رو روایت می کنه که در باب خانواده موندن خانواده نوشته شده...دهلیز تاریکه!

محمدرضا شیرخانلو،امیرعلی دهلیز و پوریای سریال دودکش از اون پسربچه های شر و شیطونه که علاوه بر شیرین زبونی ش،خیلی خوب نگاه می کنه،لج می کنه،قول مردونه میده و عذرخواهی میکنه!

هانیه توسلی ِ دهلیز منُ یاد ِ هنگامه قاضیانی ِ به همین سادگی میندازه،یاد لیلا حاتمی ِ سعادت آباد...یادِ مادر!

موسیقی فیلم هم دوست داشتنی ست.

از ظن من دهلیز ارزش دیدنُ داره.

  • یاس رها

-آقای امیریان بفرمایید.
تقه ای به در می زنم و داخل می شوم...مرد میان سالی پشت میز نشسته است.
سلام می کنم و پوشه ی مدارک و مقاله هایم را از کیف درمی آورم...مثل روزنامه ی خراسان ورقشان می زند...سکسیونر،لامپ های ترایبند،خطاها در سیتم های نامتعادل توزیع...منتظرم سوالی بپرسد...توضیحی بخواهد.
-خب جوون فعالی هستی...فقط یه مشکلی هست؟
-مدارکم ناقصه؟!
-نه همه چی کامله...دنبال محاسنت می گردم؟
-محاسنــم؟
-به گوشت هم نخورده؟
متعجب نگاهش می کنم...دست به ریش های سیاه و سفیدش می کشد.
-اگه محاسن داشتی همین حالا چک یه سالتُ می نوشتم.
-یه سری مقاله ی دیگه و گزارش پروژه هم دارم...اگه لازم بدونین میارم واستون.
-نیازی به مقاله و گزارش پروژه نیست...هزار هم مقاله بیاری فایده نداره چون محاسن نداری!

  • یاس رها

از کارهای خیلی خوبی که می تونه از یه انسان عاقل و بالغ سر بزنه اینه که کارهاشُ بر اساس اهمیتشون اولویت بندی کنه!خیلی خوبه که حین این کار ِ سخت و جان فرسا ساندویچ اولویه ای هم باشه و چشمِ پیلور دریچه جان روشن شه!نیشخند

اساسا روی کاغذ آوردن کارها و برنامه ها خیلی خوبه...در همین راستا اینجانب لیستی بلند بالا از کارهای ناتموم و ناشروع،کارهایی که باید هرچه زودتر انجام بشه،تهیه کردم که در اسرع وقت ختم به خیرشون کنم.به قول عمو کاظم قلمچی با برنامه پیش برید پیشرفت کنید!از خود راضی

به ضرس قاطع می گم همه چی آرومه!

+تا دوست داریَم/تا دوست دارمت/تا اشک ما به گونه ی هم می چکد ز مهر/کی مرگ می تواند نام مرا بروبد از یاد ِ روزگار؟![سیاوش کسرایی]

  • یاس رها